سلام
چند وقت پيش به مقاله اي از مجله خانواده سبز برخوردم که باهزار مکافات تايپش کردم گذاشتم توي سايت کرجيها که با استقبال بي نظيري روبرو شد در مدت کوتاهي تونست حدود چهار هزار نفر بازديد کننده رو به خودش جلب کنه حالا امروز تصميم گرفتم که اين مطلبو بزارم تو وبلاگ چون ميدونم وبلاگ نويسا وب سايت ستيزند وبا وب سايت ها ميونه خوبي ندارند پس احتمالا اين مطلب رو هم مطالعه نکردن. اميدوارم که اگه يه زماني به موجوديت جن اعتقاد نداشتين با اين تفاسير اعتقاد پيدا کنيد.
---------------------------------------
شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست،چه در ميان عوام وچه در ميان روشنفكران،دانش پژوهان و محققين هر عصر.از اين رو بعد از گذشت قرن ها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته اي،گفتگويي،داستاني ويا حتي فيلمي در مورد آنها تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد،چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است،تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات به طريقي تسكين بخشد.شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت وآن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛چراكه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و آمريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفت هاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است؛اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراء الطبيعه اي با نام «جن»،موجودي كه حتي برخي از مسلمانان،روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته،ويا سكوت كرده اند.
جن يك واقعيت است يا افسانه
در ميان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلي وجود دارد،عده اي كه همه چيز را ناشي از خلقت ذات الهي مي دانند و گروهي ديگر كه سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبيعت جستجو مي كنند.اگر چه در ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق واساسي است،ولي هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبيعه را انكار كنند.
آنهايي كه خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غير از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبيثه ويا ارواح شرير يا شيطان ياد مي كنند،برخي هم آنها را موجودات فضايي قلمداد مي كنند،ماديون هم اعتقادي به ذات الهي و قدرت پروردگار ندارند،اين موجودات را همان انسان هاي اوليه اي مي دانند كه در سير تكامل بين انسان وميمون حيوان مانده وبه شكل و شمايل غريب در آمده اند و يا حتي برخي از آنها معتقدند كه اينان انسان هاي وحشي و بدوي در اعماق جنگل هستند و گاهي خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسان هاي متمدن ميشوند.
بنا به نص صريح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسيم مي شوند:
1. جامدات
2. نباتات
حيوانات؛كه يا داراي عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعور مانند حيوانات وباز بنا به آيات نوراني قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدي موجودي با نام«جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگي مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان مي باشد، چرا كه:
1. سي و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است.
2. هفتادودومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است.
3. احاديث و روايات فراواني از پيامبر اكرم (ص)،حضرت علي(ع)،امامان و بزرگان علوم ديني در اين خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
4. به وسيله بسياري از انسان ها رؤيت شده اند.
به آياتي از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن مي داند اشاره مي كنيم:
- سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمده و به صف مي رفتند.(سوره نمل،آيه 17)
- براي خدا شريكاني از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است.(سوره انعام،آيه17)
- بگو از جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن بياورند،نمي توانند،هر چند كه يكديگر را ياري دهند.(سوره اسرا،آيه8)
- سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را از جن و انس انباشته مي كنيم.(سوره هود،آيه119)
- اي گروه جنيان و آدميان،اگر مي توانيد از قطر آسمان و زمين بگذريد،بيرون رويد ولي بيرون نتوانيد رفت مگر با قدرتي.(سوره الرحمن،آيه33)
مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است:
در آثاري از ابن عباس نقل شده:زماني كه پيامبر اسلام(ص) به قصد جنگ با قبيله مصطلق از مدينه خارج شد،هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوري رسيد.اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه اي از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و اذيت شما و اصحابتان را دارند.(ارشاد،ص399)
از حضرت امام صادق(ع)روايت شده:
روزي حضرت رسول(ص)نشسته بود،مردي به خدمتشان رسيد كه بلندي قامتش مثل درخت خرما بود.سلام كرد،حضرت جواب داد و سپس فرمود«خودش وكلامش شبيه جن است».سپس به او فرمود كيستي؟ عرض كرد :من هام،پسر هيم،فرزند لاتيس،پسر ابليس هستم.(بحارالانوار،ص83)
بانو حكيميه دختر امام كاظم(ع) مي گويدكه برادرم رضا(ع) را ديدم كه تنها بود،عرض كردم:با چه كسي سخن مي گوييد؟ فرمودند:فردي از جن آمده تا مسائلي بپرسد و از چيزهايي شكايت كند.(اصول كافي،ص395)
علامه طباطبايي(ره)مي فرمودند:
روزي آقاي بحريني كه يكي از افراد معروف و مشهور در احضار جن و از متبحرترين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادري آوردند،دو طرفش را به دست من داد و دو طرف ديگر را به دست هاي خودش گرفت.اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد،صداي غلغله و همهمه شديدي از زير چادر برخاست.چادر به شدت تكان مي خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم،آدمك هايي به قامت دو وجب در زير چادر بودند وبسيار ازدحام كرده و تكان مي خوردند و رفت و آمد داشتند،من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه،چشم بندي و صحنه سازي نبوده و صد در صد وقوع امر خارجي بوده است.(رجايي،تهراني،جن و شيطان،ص47)
جن چگونه موجودي است؟
به واقع جن چگونه موجودي است وآيا مي توان توسط علوم پيشرفته امروزي آن را اثبات كرد؟ جن در لغت به معناي مستور و پوشيده است،همان طور كه بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنين»گويند و جنت اشاره به باغي است كه درختان آن مانع از به چشم آمدن زمينش مي گردد.
وشايد علت شك و ترديد در وجود جن نيز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشري است،كه به علت آن در ذات خلقتش نهفته است.
قرآن كريم خلقت جن را چنين بيان مي دارد:
- و جان (كه در بعضي از متون اسلامي آمده است،جان پدر جن است همانطور كه آدم پدر انسان)را پيشتر،از آتش زهرآگين آفريديم.(سوره حجر،آيه27)
- خدا انسان راازگل خشك شده اي چون سفال آفريد و جنيان را از شعله اي بي دود.(سوره الرحمان،آيه12)
از اين آيات در مي يابيم كه جن،آتش است و انسان از جنس خاك،و اين چنين دريافت مي شود كه جنيان قبل از انسان خلق شده است،و از آنجايي كه هر دو از ماده آفريده شده اند پس مادي هستند،ولي دو تفاوت اساسي آنها را از ساير موجودات متمايز مي سازد:
1. مي توانند خود را به هر شكل و قيافه اي درآورند(آكام المرجان)(به استثناي پيامبران و ائمه معصومين وبنا به برخي روايات حتي احدي از شيعيان)
2. از چشم موجودات ديگر پنهانند.
ملاصدرا پنهان و آشكار شدن جن را با هوا قياس مي كند و اين طور عنوان مي دارد:
«بدن هاي لطيف در الطاف و نرمي متوسط بوده و از اين رو آماده جدايي و يا گرد آمدن هستند،چون گردهم آيند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده مي گردند و چون جدا گردند قوامشان نازك و جسمشان لطيف مي شود و از ديده پنهان مي مانند.مانند هوا كه وقتي ذاتش گردهم مي آيند غليظ مي شود و به صورت ابر درمي آيد و وقتي ذرات ازهم جدا مي شوند لطيف مي شود وديده نمي شوند.»(ملاصدرا،مفاتيح الغيب)
همين ذات وجودي جنيان به آنها اين امكان را مي دهد كه خود را به هر شكلي و با هر حجمي درآورند.چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقي بزرگ.آنها به واسطه همين ويژگي،بُعد زمان برايشان معنا ندارد،و مسافتي را كه بشر مدت ها بايد آن را طي كند.در لحظه اي مي پيمايند و اعمالي را كه از توان انسان خارج است آنها به راحتي قادر به انجامش هستند عمده ترين علت شكست و ترديد در وجود آنان هم همين پنهان بودن از چشم انسان هاست. كه البته از نظر علمي هم توجيه پذير است.چرا كه در جهان هستي چيزهاي زياذي وجود دارد كه به چشم انسان قابل رؤيت نيستند ولي قدرتشان از نظر جسمي از انسان به مراتب بيشتر است.مثل الكترون ها،امواج الكتريسيته،نورهاي ماوراي بنفش،اشعه ايكس،باكتري ها و ويروس ها،آميب ها،جانداران تك سلول و از همه مهمتر ذات اقدس الهي كه ديده نمي شود ولي كدام عقل سليمي مي تواند آن را انكار كند؟
بنابراين صرف اين كه با حواس خود قادر نيستيم آنان را درك كنيم،دليل بر نبودن آنها نيست.
آيا جن ها برتر از انسان ها هستند؟
همه ما واژه «از ما بهتران»را به كرات شنيده ايم.اين واژه در فرهنگ عاميانه ما اغلب براي جن به كار مي رود ولي آيا واقعاً اين چنين است؟ آيا جن موجودي برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن كريم مي فرمايد«وما فرزندان آدم را بر بسياري مخلوقات خود برتري و فضيلت كامل بخشيديم.»(سوره اسراء،آيه70)و همچنين واجب شدن سجده شيطان و فرشتگان بر انسان نيز،خود دليلي براي برتر بودن نوع انسان است در پيشگاه خداوند.يك انسان كامل بر همه موجدات برتري دارد وحتي بعضي از انسان ها كه راه برقراري ارتباط با جنيان را مي دانند(مديوم ها)مي توانندبرآنهاتسلط يابند.
باز به قرآن كريم استناد مي كنيم كه مي گويد«از پريان بودند كه به فرمان پروردگارش برايش كار مي كردند و هر كه از آنان از فرمان سر مي پيچد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانديم.براي وي هرچه مي خواست ازبناهاي بلندوتنديس ها وكاسه هايي چون حوض وديگ هاي محكم مي ساختند.»(سوره سباء،آيه12و13)
اگرچه قرآن كريم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سليمان ياد كرده است ولي در بسياري از كشورها وحتي در كشور خودمان هم نمونه هاي زيادي ديده شده كه اشخاصي با عنوان جن گير و يا احضار كنندگان ارواح توانسته اند از آنها بهره گيرند.
در هر حال بايد دانست كه در پيشگاه خداوند انسان اشرف مخلوقات است و يك انسان كامل و مؤمن بر همه خلايق برتري دارد.
حيات وزيستن جن
بنابر آيه كريمه قرآن:
- اين موجود عجيب پيش از آفرينش انسان،خلق شده است.(سوره حجر،آيه27)
- جنيان از شعله هاي آتش آفريده شده اند.(سوره الرحمان،آيه14)
- جنيان چون انسان ها دسته دسته به دنيا آمده اند،تا زمان مرگ زندگي كرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت.(سوره فصلت،آيه25)
- آنها نيز نرو ماده دارند.(سوره جن،آيه6)
- آنها نيز تمايلات نفساني دارند.(سوره الرحمن،آيه56)
- تعداد جنيان بيش از آدميان است.(سوره انعام،آيه128)
همان طور كه پيش از اين گفته شد،جن موجودي است مادي كه از آتش خلق شده است از آنجايي كه داراي حيات است و طبق آيات الهي زاد و ولد مي كند پس نرو ماده دارد،خواب و خوراك داردوپايان زندگي اش با مرگ توام است وباز بنابر آيات كريمه،زندگي پس از مرگ نيز خواهد داشت.
تغذيه جنيان
از آنجا كه هر موجودي براي ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايي تغذيه مي كنند.چنانكه«ابن بابويه»نقل كرده است:«گروهي از طايفه جنيان خدمت پيامبراكرم(ص) شرفياب شدند وعرض كردند:اي رسول خدا چيزي براي خوردن به ما عطا فرما،حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.»(وسايل الشيعه،جلد1،ص252)
ونيز امام صادق(ع)مي فرمايد:استخوان و ضايعات غذاي جنيان است.(وسايل الشيعه)
سخن گفتن جنيان
فطرت انسان به گونه اي است كه احتياج به سخن گفتن و ارتباط برقرار كردن با همنوعان خود ساخته است.از طرفي اصوات در حيوانات هم به طريق علمي و هم تجربي ثابت شده و همچنين در قرآن و روايات ذكر شده است كه بعضي از پيامبران(مانند حضرت نوح و سليمان)زبان حيوانات را دانسته و مي توانستند با آنها سخن گويند.در جنيان نيز به همين گونه است.از آنجايي كه جنيان نيز مادي هستند وزندگي اجتماعي آنها ايجاب مي كند كه با يكديگر سخن بگويند،پس به طور قطع و يقين آنها اصواتي براي انتقال مفاهيم به يكديگر دارند ولي در فهم ما نيست.البته كساني مي توانند به طريقي حرف هاي آنها را دريابند وبا آنها سخن گويند؛چنانكه حضرت رسول و برخي از امامان با آنها صحبت مي كردند و افرادي بنابر توانايي هاي خاصي مي توانند با آنها ارتباط برقرار كنند(ارتباط دهندگان يا جن گيران)
از امام صادق(ع)نقل شده است:
«روزي اميرالمؤمنين(ع)د ركوفه بر فراز نبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايي در حالي كه به شدت به طرف مردم مي دويد و آنها از او مي گريختند پديدار شد.حضرت فرمود: «راه را براي او باز كنيد».
مار بزرگي جلو آمد واز منبر بالا رفت و پاهاي حضرت را بوسيد و خود را به پاهاي مبارك حضرت ماليد وسه بار دميد.سپس پايين آمدورفت وحضرت خطبه را ادامه داد. وقتي مردم توضيح خواستند ايشان فرمود:او مردي از جن بود كه مي گفت:فرزندش را يكي از انصار به نام جابر بن سميع،بدون اينكه به او آزاري رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را مي طلبيد.»(بحارالانوار،ص172)قابل ذكر است،دري كه مار از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان»(درب مار)مشهور شد. پس از شهادت اميرالمؤمنين(ع)،معاويه كه نمي خواست ذكري از فضايل آن حضرت گفته شود دستور دادفيلي آوردند و به آن در بستند. آنقدر فيل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفيل مشهور شد.و هم اكنون نيز،«باب الفيل»(درب فيل)ناميده مي شود.(بحارالانوار،ص171)
نزول جنيان
از آنجايي كه نوع خلقت جنيان با انسان ها متفاوت است واضح است كه مكان زندگي آنها متناسب با نوع خلقت آنها باشد ولي آن مكان ها كجاست؟ در بين عوام شايع است كه زير زمين ها جاهاي تاريك و مرطوب مانند حمام ها،چاه ها و عمق جنگل ها جايگاه جنيان است. اما بررسي ها حاكي از آن است كه قطعاً آنها در جايي زندگي مي كنند كه از انسان ها به دور باشند.
در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه:در وادي شقره(بياباني كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است)نماز نخوان زيرا در آنجا منازل جن است.(وسايل الشيعه،ص452)
قابل ذكر است يكي از معروفترين مساجد مكه به نام(مسجدالجن)در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان درآن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.
توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودي جنيان آنها نيز مانند انسان داراي غريزه جنسي بوده وتولد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقاي نسلشان آميزش جنسي مؤنث و مذكر است.اما اين سؤال كه آيا آنها مانند انسان ها و ساير جانداران با عمل لقاح و تشكيل نطفه تولد مي يابند چيزي نيست كه ازكلام خداوند بتوان استنباط كردولي ابن عربي در فتوحات گفته است تناسل بشر به القاي آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القاي هوا در رحم اثني(جنس ماده)مي باشد(جن الشيطان،ص57)
روايتي است از بخشي از وصيت حضرت رسول به اميرالمؤمنين كه فرمود:
اي علي در شب اول و وسط و آخر ماه آميزش مكن همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش(براي مقاومت)مي روند.(وسايل الشيعه،ص91)
ودر آيه اي براي وصف حوريان بهشتي آمده است:حوريان بهشتي را قبل از شوهرانشان نه آدمي و نه جن دست زده است.(سوره الرحمن،آيه56و74)
خواب جنيان
الله خدايي است كه هيچ خدايي جز او نيست زنده و پاينده است.نه خواب سبك اورا دربرمي گيردونه خواب سنگين(سوره بقره،آيه255)
واز حضرت صادق روايت است كه مي فرمايند:به غير از خداوند متعال همه خواب دارند حتي فرشتگان(ميزان الحمه،ص25)و حديثي است از رسول خدا كه مي فرمايند :خواب به چهار گونه است پيامبران به پشت مي خوابند ،مؤمنين به دست راست،كافرين ومنافقين به دست چپ و شياطين به رو مي خوابند(شيخ حر عاملي ص1067)
آنچه از اين مطالب مي توان در يافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهي همه موجودات داراي خواب هستند.
مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر موجود جانداري همان طور كه داراي حيات هستند مرگ هم شامل حالشان مي شود چنان كه در قرآن كريم آمده:وبر آنها (خطاكاران)نيز همانند پيشينيان از جن و انس عذاب مقرر شد.(سوره فصلت،آيه25)
به امت هايي كه پيش از شما بوده اند از جن و انس در آتش داخل شويد.(سوره اعراف آيه 3)
ازاين آيات چنين برمي آيد كه نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.
تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم انسان، فرشته و جن سه موجودي هستند كه بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است.
چنانكه در قرآن كريم آمده است:جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام.(سوره ذازيان،آيه56)
جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجراي قوانين ديني مكلف است چگونگي عبادت و اجراي احكام در ميان آنها مشخص نيست ولي آنچه مسلم است اين است كه پيامبراني كه براي هدايت مخلوق برگزيده شده اند جنيان را نيز هدايت گرند.
چنانكه علامه طباطبايي فرمودند:اتفاقاًدر اين باره از خود جنيان هم سؤال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پيامبران ماانسانند و اينك ما به رسالت ختمي مرتبت ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر مي دانيم.(جن و شيطان)
از بسياري از آيات روايت و احاديث نيز اين طور استنباط مي شود كه در بعضي از جنيان كافرو بعضي مسلمانند و حتي قبل از ظهور اسلام برخي از آنها يهودي بودند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و براي آنها عقوبتي همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته مي شود در قرآن آمده است:بعضي از ما مسلمانند و بعضي از دور.آنان كه اسلام آورده اند در جست وجوي راه درست بودند ،اما آنان كه از حق دور ند هيزم جهنم خواهند بود واگر بر طريق راست پايداري كند ازآبي فراوان سيرابشان كنيم(سوره جن آيه14و15و16) از اين آيه چنين برمي آيد كه جن ها همانند انسان به گونه اي مختلفند بعضي كافر و بعضي فاسق و ظالم البته برخي نيز نيكوكار و صالح بوده و داراي عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است كه:حضرت رسول پس از آنكه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوي اسلام دعوت كند كسي به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلي رسيد كه آن را وادي جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آيات الهي مشغول شد در آن هنگام گروهي از جنيان صداي صوت آن حضرت را شنيدند پس از آنكه رسول اكرم از تلاوت فراغت يافت جنيان به سوي قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند:اي قوم كتابي را شنيديم كه بعد از موسي نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستي هدايت مي كند.(سوره احقاف،آيه29و30)
وروايت است كه حتي برخي از جنيان از گروه شيعيان مي باشند از آن جمله روايتي است كه از ابوحمزه ثمالي نقل شده:روزي جهت شرف يابي به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند كه عده اي خدمت آن حضرت هستند لذا اندكي صبر كردم تا آنها خارج شوند پس كساني خارج شدند كه آنها را نمي شناختم و غريب به نظرم آمدند چون اجازه شرفيابي گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض كردم فدايت شوم الان زمان حكومت بني اميه است و شمشيرهاي آنها خونريز مي باشد.امام فرمود اي ابا حمزه اينان گروهي از شيعيان از طايفه جن بودند تا از مسايل ديني خود سؤال كنند.(جن و شيطان،ص56)
آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
همان طور كه گفته شد بنابر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن داراي عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گيتي ظاهر شدند و نامي از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است.بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از جنس جن بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم:آنگاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده كردند(سوره كهف،آيه50)
همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرماني خدا را نمي كنند و همان كاري را مي كنند كه به آن مامور شده اند.(سوره تحريم،آيه6)
وبنابر روايتي از زسول خدا :فرشتگان از نور آفريده شده اند بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه خدا وند مرتكب شده هرگز نمي تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه اين مستندات هنوز در بين علماي اسلامي در نوع خلقت ذاتي شيطان اختلاف نظر وجود دارد.
ارواح شرير كدامند و چه تفاوتي با جن دارند؟
مطالعات بر روي آثار بشر بدوي از قبيل نقاشي ها و كنده كاري هاي غارها نشان مي دهد كه انسان از ابتداي آفرينش وجود موجوداتي غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است موجوداتي كه ترس و وحشت و حتي نوعي پرستش و كرنش را در آنها ايجاد مي كرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبيله اي نامي بر آنان گذاردند و براي ارتباط يا دفع آنان آدابي را براي خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنانكه امروز هنوز در آفريقا رسومي با همان روش سنتي براي ارتباط با اين موجودات ويا دفع آنان صورت مي گيرد به عنوان مثال در آيين مسيحيت جن گيري يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن مي كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردي رسوخ مي كند البته تقريباً به غير از مسلمانان همگي اين موجودات را ارواح شرير مي نامند وبراي دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.
مثلاًبرخي از اروپاييان امروزي بر مبناي يك تفكر سنتي وقتي در خيابان راه مي روند دست هاي خود را تكان مي دهند تا از ارواح شرير دور بمانند ويا در روز معين از سال مراسمي برپا مي كنند كه در آن عده اي بسيار از مردم لباس شبيه به لباس اتاق عمل مي پوشند،بوقي در دست مي گيرند ودر آن مي دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتي كاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتي ندارد بلكه انسان هم نمي تواند هيچ گونه تسلطي بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.
در كتاب ارتباط با ارواح اين طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگي مي گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون وتسخير است ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمي دانيم اول اين كه جن واژه اي است مخصوص موجودات هوشمند كه بر طبق روايتي عاميانه معمولاًبراي ايجاد شر خلق گشته اند و همواره محكوم به بدي كردن مي باشند حال آنكه هيچ موجودي به خاطر بدي كردن آفريده نمي شود معشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و تعالي همواره به روي تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم اين كه اصطلاح جن زدگي غالباًبدين معني به كار مي رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح تصرف شود بعضي در واقع دو نوع سكونت درقالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمن و آزار بدين جهت واژه جن زدگي به مفهوم عاميانه براي ما قابل قبول نيست آنچه از اين متون و بسياري از متون ديگر برمي آيد اين است كه واژه جن در فرهنگ هاي ديگر نيز وجود دارد ولي عموماً آن را شيطان ويا ارواح شرير مي نامند در حالي كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابي در كتاب سيماي جن اين طور مي نويسد: سال ها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايي عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علماي معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند در جلسه ديگر يكي از دو درخواست كرد كه ميز مقصود ،ميز مخصوص احضار روح است كه روي آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره اي ميز را تكان مي دهند تا روي حرف مورد نظر بايستند را بگردانند اين عالم چون داراي علوم و معنويت خاصي بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئي را بلد بود گرداننده ميز را به اسمايي كه حضرت سليمان مي دانست و با آن اسما جنيان را مسخره كرده بود،قسم داده و پرسيده بود شما روح انسان هستيد يا موجودي ديگر و شروع به خواندن حروف الفبا كرده كه در نهايت اين جمله ها حاصل شد«من جن هستم».
زمرديان نيز در كتاب شيطان كيست مي گويد:مدت هاست ارتباط گيرندگان با روح به وسيله هاي گوناگون با جن تماس مي گيرند البته جن خود را بانام روح يكي از افراد معرفي مي كند وآنها بر اين باورند كه با روح آدمي تماس گرفته اند در حالي كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.
آيا جن علم غيب دارد؟
قابليت هاي موجود در جن كه ناشي از نوع خلقتش مي باشد مانند پنهان بودن از چشم طي كردن مسافت و غيره اين تصور را در ذهن انسان ها اجاد مي كند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند البته بسياري از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فريب مردم ويا نا آگاهانه به اين باورها دامن زده اند ولي حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب مي باشد ولاغير.چنانچه مي فرمايد:خداوند داناي غيب است وغيب خود را بر هيچ كس آشكار نمي سازد مگر برآن پيامبري كه از او خشنود باشد.
والبته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن مي دانيم.جنيان توانسته اند پاسخ هاي درست و مناسبي ارائه دهند كه آن را نبايد ناشي از علم غيب آنان دانست زيرا جن ها از آن جايي كه براحتي مي توانند طي چند لحظه مسافت طولاني راطي كنند مي توانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قراردارند پاسخ را جويا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ويا از امكانات ديگري استفاده كنند كه ما از آن بي خبريم به هر حال علم غيب چه براي انسان و چه براي جن منتفي است مگر براي عده اي كه از طرف خداوند اين توانايي برايشان ممكن مي شود.
ترس از جنس
آيا بايد از جن ها ترسيد براي در امان ماندن از آنها چه بايد كرد ظرفيت ها و عكس العمل هاي انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت است و غير قابل پيش بيني است بنابراعتقاداتي كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتي آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بيماري لاعلاجي پيش آمده و يا اتفاق غير قابل توجيهي روي داده به جن و شيطان نسبت داده شده است موارد زيادي از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماري خود را ناشي از ديدن اين موجودات مي دانند و از سوي اطرافيان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است كه وحشت ،ترس و اضطراب بيش از حد موجب بسياري از اختلالات روحي ورواني خواهد شد.به راستي كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد.ولي آيا مي توان همه اين بيماري ها را منسوب به جن و شيطان دانست.
به طور حتم شما هم عارضه آل زدگي را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد عارضه اي كه مردم در قديم در برخي از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند كه اين موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر مي اندازد چنانكه چند پياز پوست كنده را در بالاي سر زائو مي گداشتند تاآل و جن از بوي بد پياز فرار كند.
در حالي كه امروزه از طريق علمي ثابت شده است عامل بسياري از بيماري ها،ميكروب زدايي پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوي بد آن.ويا عوام بيماري بسياري از كساني كه به بيماري صرع گرفتارند را به جن نسبت مي دهند حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد سؤالي است كه مي توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:آنان كه ربا مي خورند در قيامت چون كساني از قبر بر مي خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند.(سوره جن،آيه26و27)
بنابراين بسياري از اعمال نادرست كه جنبه شيطاني دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال مي شوند موجب اختلالات روحي.رواني گشته و در واقع يك جنون شيطاني در فرد ايجاد مي كند علامه طباطبايي(ره)مي گويد:تشبيهي كه در اين آيه شده كه ربا خوار را به كسي تشبيه كرده كه از طريق تماسي با شيطان ديوانه شده خالي از اين معنا نيست كه چنين چيزي (يعني ديوانه شدن)امري است ممكن چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر مس شيطان ديوانه شده اند ولي اين قدر دلالت دارد كه بعضي از جنون ها در اثر مس شيطان رخ مي دهد.(سوره بقره،آيه275)
شايد بهترين راه باي در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهي نسبت به آنهاست.چرا كه جنيان نيز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجايي كه در ميان انسان ها زندگي مي كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آنها براي هيچ كس غير ممكن نيست ولي چه بسا بسياري از اختلالات روحي،رواني كه به جسم هم آسيب جدي وارد مي سازد ناشي از ديدار با يك جن خوب و نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدي از سوي جنيان در كار نبوده است.
مقدمه
شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست،چه در ميان عوام وچه در ميان روشنفكران،دانش پژوهان و محققين هر عصر.از اين رو بعد از گذشت قرن ها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته اي،گفتگويي،داستاني ويا حتي فيلمي در مورد آنها تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد،چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است،تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات به طريقي تسكين بخشد.شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت وآن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛چراكه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و آمريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفت هاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است؛اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراء الطبيعه اي با نام «جن»،موجودي كه حتي برخي از مسلمانان،روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته،ويا سكوت كرده اند.
بنا به نص صريح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسيم مي شوند
1. جامدات
2. نباتات
حيوانات؛كه يا داراي عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعور مانند حيوانات وباز بنا به آيات نوراني قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدي موجودي با نام«جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگي مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان مي باشد، چرا كه:
1. سي و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است.
2. هفتادودومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است.
3. احاديث و روايات فراواني از پيامبر اكرم (ص)،حضرت علي(ع)،امامان و بزرگان علوم ديني در اين خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
4. به وسيله بسياري از انسان ها رؤيت شده اند.
به آياتي از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن مي داند اشاره مي كنيم
- سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمده و به صف مي رفتند.(سوره نمل،آيه 17)
- براي خدا شريكاني از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است.(سوره انعام،آيه17)
- بگو از جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن بياورند،نمي توانند،هر چند كه يكديگر را ياري دهند.(سوره اسرا،آيه8)
- سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را از جن و انس انباشته مي كنيم.(سوره هود،آيه119)
- اي گروه جنيان و آدميان،اگر مي توانيد از قطر آسمان و زمين بگذريد،بيرون رويد ولي بيرون نتوانيد رفت مگر با قدرتي.(سوره الرحمن،آيه33)
موجودات ماوراءالطبيعه
شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست، چه در ميان عوام و چه در ميان روشنفکران، دانش پژوهان ومحققين هر عصر. از اين رو بعد از گذشت قرنها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته اي، گفتگويي، داستاني و يا حتي فيلمي درمورد آن تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد، چرا که بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است، تا بتواند حس غريزي کنجکاوي خود را نسبت به اين موجودات، به طريقي تسکين بخشد. شايد يک وجه اشتراک را بتوان در ميان عوام و روشنفکران و دانشمندان يافت و آن شک و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛ چرا که حتي سير تکاملي علم در قاره اروپا و امريکا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفتهاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شک و ترديد است. اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراءالطبيعهاي با نام «جن»، موجودي که حتي برخي از مسلمانان، روشنفکران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شک و ترديد در آن نگريسته، و يا سکوت کرده اند.
شيطان
كلمه شَيطان (در پارسي کنوني ايران شِيطان) از ماده "شطن" گرفته شده، و "شاطن" به معناى "خبيث و پست" آمده است، و شيطان به موجود رانده شده، سركش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شرير و دور از حق ، نيز آمده است.
"شيطان" اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه "ابليس" اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، و ابليس رد باورهاي اسلامي نام آن شيطان است كه آدم را فريب داد.
شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.
شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن ابليس و مصداق ديگر آن انسانهاى مفسد و منحرف كننده است.
منابع
· تفسير نمونه، ج۱، صص ۱۹۱ تا ۱۹۳.
· قاموس قرآن، ج ۴، صص ۳۲ تا ۴۰، سيد علي اکبر قرشي، دار الکتب الاسلاميه.
ابليس
اِبليس در دينهاي سامي نام موجودي است که از فرمان خداوند سر باز زد و از درگاه خداوند رانده شد.
در مورد ريشه لغوي ابليس دو ديدگاه وجود دارد: 1. برخي ابليس را واژه عربي بر وزن «افعيل» از ريشه «بَلَسَ» ميدانند. اين واژه در لغت به معناي يأس، حزن، درماندن، پشيماني و حيرت آمده است؛ و ابليس بدان روي بدين نام خوانده شد، که از خير و رحمت خدا مأيوس شد و پشيمان گشت. 2. برخي ديگر واژه ابليس را برگرفته از زبانهاي بيگانه ميدانند. يعني از واژه يوناني «ديابولس (Dianolos)» گرفته شده، و مستقيما يا با واسطه سرياني وارد زبان عربي شده است. احتمالات ديگري هم داده شده است.
بنا بر صراحت قرآن(سوره کهف، آيه 50)، او در از جنس فرشتگان نبود، بلکه در صف آنها قرار داشت، و از جنيان بود که مخلوقي مادي است، و در ماجراي سجده فرشتگان بر آدم، از دستور خدا سرپيچي کرد و کافر شد و از رحمت پروردگار نوميد گشت. از اين روست که ابليس، آدم را دليل خواري و طردشدنش از بارگاه الهي ميداند و در صدد انتقام از او و اولادش بر آمده. او براي اين کار از خداوند مهلت خواسته و خداوند تا روز معلومي به او مهلت داده است. ابليس نيز سوگند خورده است که آدم و فرزندانش را بفريبد.
نام ابليس يازده بار در قرآن آمده، و مهمترين دليل سجده نکردنش غرور و تکبر و خودبيني او معرفي شده است.
منابع
· دايرةالمعارف تشيع
· دايرةالمعارف بزرگ اسلامي
· دايرةالمعارف الشيعه العامه ج 2
· تفسير نمونه، ج1، ص 227، ناصر مکارم شيرازي.
· دائره المعارف قرآن کريم، ج 1، صص 559 و 560، مرکز فرهنگ و معرف قرآن، بوستان کتاب قم.
· قاموس قرآن، ج 1، صص 226 تا 228، سيد علي اکبر قرشي، دارالکتب الاسلاميه.
عفريت
عفريت موجودي تخيلي و نوعي جن در اسطورههاي عربي است. عفريت به معناي فرد گردنكش و خبيث نيز گفته شده است.
در قرآن سوره مورچه (نمل) نيز آيه ۹۳ اشاره به عفريتي که با سليمان سخن گفته، رفته است.
باورها
شماری از باورها پیرامون جن از کتاب دینی اسلام، قرآن سرچشمه میگیرد. در این کتاب جن موجودی توصیف شده که «از آتش آفریده» شده است.[2] جن دارای دو جنس نر و ماده[3] و دارای علم و ادراک معرفی شده است.[4] همچنین به آنان ویژگیهای اخلاقی داده شده[5] و مواردی از تماس آنها با انسان را متصور شدهاست.[6] به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین میزیسته است.[7] در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سورهای به همین نام است.
دیگر باورهای مردم برای جن شکل ظاهری غریب و وحشتناکی را متصور میشوند که دارای ویژگیهای غلوشده اخلاقی هستند. سری پیچیدهای از باورهای خرافی به آداب همزیستی با جن و روشهای دوری از خصومت آنها میپردازند.[8]
1-^ Skyes, Edgerton. Who"s Who in Non-Classical Mythology. Pg 101. 2001: Routledge
1. ^ «الرحمن»، ۱۵. قرآن.
2. ^ «الرحمن»، ۵۶.
3. ^ «جن»، ۱۱.
4. ^ «جن»، ۶.
5. ^ همان.
6. ^ «حجر»، ۲۷.
7. ^ «جن و پری». میهن.
آشنائی بیشتر با جن
جن دارای حرکات بسیار سریع میباشد و به همین دلیل قبلاً میتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیهالسلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جنها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی میکردند. همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه میباشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص میباشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات میتوانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه میتواند به هر شکلی که میخواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمیشود. طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل میکند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا میباشد. انسان و جن میتوانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را میبیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمیباشد.
جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جنها نیز مبعوث شدند و در بین جنها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار میگیرند. رهبر جنهای شیعه«سعفر ابن زعفر» میباشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیهالسلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیهالسلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد میکنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد میفرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را میپرستند، علّامه طباطبائی(رضواناللهتعالیعلیه) میفرمایند:«مشرکان سه دسته میشوند، اول آنهاییکه جن میپرستند، دوم آنهاییکه ملائکه میپرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش میکنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجهای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان میباشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جنتمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمیشود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمیدانند.
تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمیتواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه میکند، چیزهایی از انسان میگیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب میزند و یا آزار و اذیّت میرساند، پس بهتر است جن را بهانهای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.
آيا جن ها برتر از انسان ها هستند؟
همه ما واژه «از ما بهتران»را به كرات شنيده ايم.اين واژه در فرهنگ عاميانه ما اغلب براي جن به كار مي رود ولي آيا واقعاً اين چنين است؟ آيا جن موجودي برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن كريم مي فرمايد«وما فرزندان آدم را بر بسياري مخلوقات خود برتري و فضيلت كامل بخشيديم.»(سوره اسراء،آيه70)و همچنين واجب شدن سجده شيطان و فرشتگان بر انسان نيز،خود دليلي براي برتر بودن نوع انسان است در پيشگاه خداوند.يك انسان كامل بر همه موجدات برتري دارد وحتي بعضي از انسان ها كه راه برقراري ارتباط با جنيان را مي دانند(مديوم ها)مي توانندبرآنهاتسلط يابند.
باز به قرآن كريم استناد مي كنيم كه مي گويد«از پريان بودند كه به فرمان پروردگارش برايش كار مي كردند و هر كه از آنان از فرمان سر مي پيچد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانديم.براي وي هرچه مي خواست ازبناهاي بلندوتنديس ها وكاسه هايي چون حوض وديگ هاي محكم مي ساختند.»(سوره سباء،آيه12و13)
اگرچه قرآن كريم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سليمان ياد كرده است ولي در بسياري از كشورها وحتي در كشور خودمان هم نمونه هاي زيادي ديده شده كه اشخاصي با عنوان جن گير و يا احضار كنندگان ارواح توانسته اند از آنها بهره گيرند.
در هر حال بايد دانست كه در پيشگاه خداوند انسان اشرف مخلوقات است و يك انسان كامل و مؤمن بر همه خلايق برتري دارد.
حيات وزيستن جن
بنابر آيه كريمه قرآن:
- اين موجود عجيب پيش از آفرينش انسان،خلق شده است.(سوره حجر،آيه27)
- جنيان از شعله هاي آتش آفريده شده اند.(سوره الرحمان،آيه14)
- جنيان چون انسان ها دسته دسته به دنيا آمده اند،تا زمان مرگ زندگي كرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت.(سوره فصلت،آيه25)
- آنها نيز نرو ماده دارند.(سوره جن،آيه6)
- آنها نيز تمايلات نفساني دارند.(سوره الرحمن،آيه56)
- تعداد جنيان بيش از آدميان است.(سوره انعام،آيه128)
همان طور كه پيش از اين گفته شد،جن موجودي است مادي كه از آتش خلق شده است از آنجايي كه داراي حيات است و طبق آيات الهي زاد و ولد مي كند پس نرو ماده دارد،خواب و خوراك داردوپايان زندگي اش با مرگ توام است وباز بنابر آيات كريمه،زندگي پس از مرگ نيز خواهد داشت.
تغذيه جنيان
از آنجا كه هر موجودي براي ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايي تغذيه مي كنند.چنانكه«ابن بابويه»نقل كرده است:«گروهي از طايفه جنيان خدمت پيامبراكرم(ص) شرفياب شدند وعرض كردند:اي رسول خدا چيزي براي خوردن به ما عطا فرما،حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.»(وسايل الشيعه،جلد1،ص252)
ونيز امام صادق(ع)مي فرمايد:استخوان و ضايعات غذاي جنيان است.(وسايل الشيعه)
سخن گفتن جنيان
فطرت انسان به گونه اي است كه احتياج به سخن گفتن و ارتباط برقرار كردن با همنوعان خود ساخته است.از طرفي اصوات در حيوانات هم به طريق علمي و هم تجربي ثابت شده و همچنين در قرآن و روايات ذكر شده است كه بعضي از پيامبران(مانند حضرت نوح و سليمان)زبان حيوانات را دانسته و مي توانستند با آنها سخن گويند.در جنيان نيز به همين گونه است.از آنجايي كه جنيان نيز مادي هستند وزندگي اجتماعي آنها ايجاب مي كند كه با يكديگر سخن بگويند،پس به طور قطع و يقين آنها اصواتي براي انتقال مفاهيم به يكديگر دارند ولي در فهم ما نيست.البته كساني مي توانند به طريقي حرف هاي آنها را دريابند وبا آنها سخن گويند؛چنانكه حضرت رسول و برخي از امامان با آنها صحبت مي كردند و افرادي بنابر توانايي هاي خاصي مي توانند با آنها ارتباط برقرار كنند(ارتباط دهندگان يا جن گيران)
از امام صادق(ع)نقل شده است:
«روزي اميرالمؤمنين(ع)د ركوفه بر فراز نبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايي در حالي كه به شدت به طرف مردم مي دويد و آنها از او مي گريختند پديدار شد.حضرت فرمود: «راه را براي او باز كنيد».
مار بزرگي جلو آمد واز منبر بالا رفت و پاهاي حضرت را بوسيد و خود را به پاهاي مبارك حضرت ماليد وسه بار دميد.سپس پايين آمدورفت وحضرت خطبه را ادامه داد. وقتي مردم توضيح خواستند ايشان فرمود:او مردي از جن بود كه مي گفت:فرزندش را يكي از انصار به نام جابر بن سميع،بدون اينكه به او آزاري رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را مي طلبيد.»(بحارالانوار،ص172)قابل ذكر است،دري كه مار از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان»(درب مار)مشهور شد. پس از شهادت اميرالمؤمنين(ع)،معاويه كه نمي خواست ذكري از فضايل آن حضرت گفته شود دستور دادفيلي آوردند و به آن در بستند. آنقدر فيل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفيل مشهور شد.و هم اكنون نيز،«باب الفيل»(درب فيل)ناميده مي شود.(بحارالانوار،ص171)
نزول جنيان
از آنجايي كه نوع خلقت جنيان با انسان ها متفاوت است واضح است كه مكان زندگي آنها متناسب با نوع خلقت آنها باشد ولي آن مكان ها كجاست؟ در بين عوام شايع است كه زير زمين ها جاهاي تاريك و مرطوب مانند حمام ها،چاه ها و عمق جنگل ها جايگاه جنيان است. اما بررسي ها حاكي از آن است كه قطعاً آنها در جايي زندگي مي كنند كه از انسان ها به دور باشند.
در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه:در وادي شقره(بياباني كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است)نماز نخوان زيرا در آنجا منازل جن است.(وسايل الشيعه،ص452)
قابل ذكر است يكي از معروفترين مساجد مكه به نام(مسجدالجن)در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان درآن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.
توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودي جنيان آنها نيز مانند انسان داراي غريزه جنسي بوده وتولد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقاي نسلشان آميزش جنسي مؤنث و مذكر است.اما اين سؤال كه آيا آنها مانند انسان ها و ساير جانداران با عمل لقاح و تشكيل نطفه تولد مي يابند چيزي نيست كه ازكلام خداوند بتوان استنباط كردولي ابن عربي در فتوحات گفته است تناسل بشر به القاي آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القاي هوا در رحم اثني(جنس ماده)مي باشد(جن الشيطان،ص57)
روايتي است از بخشي از وصيت حضرت رسول به اميرالمؤمنين كه فرمود:
اي علي در شب اول و وسط و آخر ماه آميزش مكن همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش(براي مقاومت)مي روند.(وسايل الشيعه،ص91)
ودر آيه اي براي وصف حوريان بهشتي آمده است:حوريان بهشتي را قبل از شوهرانشان نه آدمي و نه جن دست زده است.(سوره الرحمن،آيه56و74)
خواب جنيان
الله خدايي است كه هيچ خدايي جز او نيست زنده و پاينده است.نه خواب سبك اورا دربرمي گيردونه خواب سنگين(سوره بقره،آيه255)
واز حضرت صادق روايت است كه مي فرمايند:به غير از خداوند متعال همه خواب دارند حتي فرشتگان(ميزان الحمه،ص25)و حديثي است از رسول خدا كه مي فرمايند :خواب به چهار گونه است پيامبران به پشت مي خوابند ،مؤمنين به دست راست،كافرين ومنافقين به دست چپ و شياطين به رو مي خوابند(شيخ حر عاملي ص1067)
آنچه از اين مطالب مي توان در يافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهي همه موجودات داراي خواب هستند.
مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر موجود جانداري همان طور كه داراي حيات هستند مرگ هم شامل حالشان مي شود چنان كه در قرآن كريم آمده:وبر آنها (خطاكاران)نيز همانند پيشينيان از جن و انس عذاب مقرر شد.(سوره فصلت،آيه25)
به امت هايي كه پيش از شما بوده اند از جن و انس در آتش داخل شويد.(سوره اعراف آيه 3)
ازاين آيات چنين برمي آيد كه نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.
تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم انسان، فرشته و جن سه موجودي هستند كه بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است.
چنانكه در قرآن كريم آمده است:جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام.(سوره ذازيان،آيه56)
جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجراي قوانين ديني مكلف است چگونگي عبادت و اجراي احكام در ميان آنها مشخص نيست ولي آنچه مسلم است اين است كه پيامبراني كه براي هدايت مخلوق برگزيده شده اند جنيان را نيز هدايت گرند.
چنانكه علامه طباطبايي فرمودند:اتفاقاًدر اين باره از خود جنيان هم سؤال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پيامبران ماانسانند و اينك ما به رسالت ختمي مرتبت ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر مي دانيم.(جن و شيطان)
از بسياري از آيات روايت و احاديث نيز اين طور استنباط مي شود كه در بعضي از جنيان كافرو بعضي مسلمانند و حتي قبل از ظهور اسلام برخي از آنها يهودي بودند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و براي آنها عقوبتي همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته مي شود در قرآن آمده است:بعضي از ما مسلمانند و بعضي از دور.آنان كه اسلام آورده اند در جست وجوي راه درست بودند ،اما آنان كه از حق دور ند هيزم جهنم خواهند بود واگر بر طريق راست پايداري كند ازآبي فراوان سيرابشان كنيم(سوره جن آيه14و15و16) از اين آيه چنين برمي آيد كه جن ها همانند انسان به گونه اي مختلفند بعضي كافر و بعضي فاسق و ظالم البته برخي نيز نيكوكار و صالح بوده و داراي عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است كه:حضرت رسول پس از آنكه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوي اسلام دعوت كند كسي به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلي رسيد كه آن را وادي جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آيات الهي مشغول شد در آن هنگام گروهي از جنيان صداي صوت آن حضرت را شنيدند پس از آنكه رسول اكرم از تلاوت فراغت يافت جنيان به سوي قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند:اي قوم كتابي را شنيديم كه بعد از موسي نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستي هدايت مي كند.(سوره احقاف،آيه29و30)
وروايت است كه حتي برخي از جنيان از گروه شيعيان مي باشند از آن جمله روايتي است كه از ابوحمزه ثمالي نقل شده:روزي جهت شرف يابي به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند كه عده اي خدمت آن حضرت هستند لذا اندكي صبر كردم تا آنها خارج شوند پس كساني خارج شدند كه آنها را نمي شناختم و غريب به نظرم آمدند چون اجازه شرفيابي گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض كردم فدايت شوم الان زمان حكومت بني اميه است و شمشيرهاي آنها خونريز مي باشد.امام فرمود اي ابا حمزه اينان گروهي از شيعيان از طايفه جن بودند تا از مسايل ديني خود سؤال كنند.(جن و شيطان،ص56)
آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
همان طور كه گفته شد بنابر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن داراي عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گيتي ظاهر شدند و نامي از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است.بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از جنس جن بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم:آنگاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده كردند(سوره كهف،آيه50)
همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرماني خدا را نمي كنند و همان كاري را مي كنند كه به آن مامور شده اند.(سوره تحريم،آيه6)
وبنابر روايتي از زسول خدا :فرشتگان از نور آفريده شده اند بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه خدا وند مرتكب شده هرگز نمي تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه اين مستندات هنوز در بين علماي اسلامي در نوع خلقت ذاتي شيطان اختلاف نظر وجود دارد.
ارواح شرير كدامند و چه تفاوتي با جن دارند؟
مطالعات بر روي آثار بشر بدوي از قبيل نقاشي ها و كنده كاري هاي غارها نشان مي دهد كه انسان از ابتداي آفرينش وجود موجوداتي غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است موجوداتي كه ترس و وحشت و حتي نوعي پرستش و كرنش را در آنها ايجاد مي كرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبيله اي نامي بر آنان گذاردند و براي ارتباط يا دفع آنان آدابي را براي خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنانكه امروز هنوز در آفريقا رسومي با همان روش سنتي براي ارتباط با اين موجودات ويا دفع آنان صورت مي گيرد به عنوان مثال در آيين مسيحيت جن گيري يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن مي كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردي رسوخ مي كند البته تقريباً به غير از مسلمانان همگي اين موجودات را ارواح شرير مي نامند وبراي دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.
مثلاًبرخي از اروپاييان امروزي بر مبناي يك تفكر سنتي وقتي در خيابان راه مي روند دست هاي خود را تكان مي دهند تا از ارواح شرير دور بمانند ويا در روز معين از سال مراسمي برپا مي كنند كه در آن عده اي بسيار از مردم لباس شبيه به لباس اتاق عمل مي پوشند،بوقي در دست مي گيرند ودر آن مي دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتي كاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتي ندارد بلكه انسان هم نمي تواند هيچ گونه تسلطي بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.
در كتاب ارتباط با ارواح اين طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگي مي گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون وتسخير است ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمي دانيم اول اين كه جن واژه اي است مخصوص موجودات هوشمند كه بر طبق روايتي عاميانه معمولاًبراي ايجاد شر خلق گشته اند و همواره محكوم به بدي كردن مي باشند حال آنكه هيچ موجودي به خاطر بدي كردن آفريده نمي شود معشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و تعالي همواره به روي تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم اين كه اصطلاح جن زدگي غالباًبدين معني به كار مي رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح تصرف شود بعضي در واقع دو نوع سكونت درقالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمن و آزار بدين جهت واژه جن زدگي به مفهوم عاميانه براي ما قابل قبول نيست آنچه از اين متون و بسياري از متون ديگر برمي آيد اين است كه واژه جن در فرهنگ هاي ديگر نيز وجود دارد ولي عموماً آن را شيطان ويا ارواح شرير مي نامند در حالي كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابي در كتاب سيماي جن اين طور مي نويسد: سال ها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايي عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علماي معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاه

