سلام خدمت تمامي دوستان عزيز
امروز خواستم درمورد حجاب صحبت کنم پيش خودم گفتم آخه از چيه حجاب بگم من نه انديشمندم نه استاد دانشگاه نه روحاني تو همين فکرا بودم که بهتر ديدم مطالبي رو از استاد مطهري عنوان کنم چون همه يه جورايي قبولش دارند ميتونيد اين مطالب رو که از کتاب مجموعه آثار عنوان شده بخونيد و نظراتتون رو بگيد:
اطلاع من از جنبه تاريخى كامل نيست.اطلاع تاريخى ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه مللى كه قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر كنيم.قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضى ملل حجاب وجود داشته است.
تا آنجا كه من در كتابهاى مربوطه خواندهام در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است، اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است.
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاريخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مىنويسد: «اگر زنى به نقض قانون يهود مىپرداخت چنانكه مثلا بىآنكه چيزى بر سر داشتبه ميان مردم مىرفت و يا در شارع عام نخ مىرشتيا با هر سنخى از مردان درد دل مىكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلم مىنمود همسايگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشتبدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.» عليهذا حجابى كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنانكه بعدا شرح خواهيم داد - بسى سختتر و مشكلتر بوده است.
در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مىگويد:
«در زمان زردشت زنان منزلتى عالى داشتند، با كمال آزادى و با روى گشاده در ميان مردم آمد و شد مىكردند...» آنگاه چنين مىگويد:
«پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد.زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند ولى در مورد زنان ديگر گوشه نشينى زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعىشان را فرا گرفت، و اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مىرود.زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آميزش كنند.زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند.در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمىشود و نامى از ايشان به نظر نمىرسد...» چنانكه ملاحظه مىفرماييد حجاب سخت و شديدى در ايران باستان حكمفرما بوده، حتى پدران و برادران نسبتبه زن شوهردار نامحرم شمرده مىشدهاند.
به عقيده ويل دورانت مقررات شديدى كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسى درباره زن حائض اجرا مىشده كه در اتاقى محبوس بوده، همه از او در مدت عادت زنانگى دورى مىجستهاند و از معاشرت با او پرهيز داشتهاند، سبب اصلى پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است.در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتى درباره زن حائض اجرا مىشده است.
اما اينكه مىگويد: «و اين امر خود مبناى پردهپوشى در ميان مسلمانان به شمار مىرود» منظورش چيست؟
آيا مقصود اين است كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات خشنى است كه درباره زن حائض اجرا مىشود؟ !همه مىدانيم كه در اسلام چنين مقرراتى هرگز وجود نداشته است و ندارد.زن حائض در اسلام فقط از برخى عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابگى با او نيز در مدت عادت زنانگى جايز نيست، ولى زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچ گونه ممنوعيتى ندارد كه عملا
مجبور به گوشه نشينى شود.
و اگر مقصود اين است كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتى است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد، باز هم سخن نادرستى است، زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است.
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده مىشود يعنى هم مدعى است كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمانان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافت و هم مدعى است كه ترك همخوابگى با زن حائض، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشهگيرى آنان مؤثر بوده است.
در جلد 11 صفحه 112 (ترجمه فارسى) مىگويد:
«ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود. عربان از دلفريبى زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعى وى را با ترديد معمولى مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافى مىكردند.عمر به قوم خود مىگفت: با زنان مشورت كنند و خلاف راى ايشان رفتار كنند.ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مىكردند و در كوچهها پهلو به پهلوى مىرفتند و در مسجد با هم نماز مىكردند. حجاب و خواجهدارى در ايام وليد دوم (126- 127 هجرى) معمول شد. گوشهگيرى زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند.»
در صفحه 111 مىگويد:
«پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهى كرده بود، اما بعضى عربان اين دستور را نديده مىگرفتند.همه طبقات زيورهايى داشتند.زنان پيكر خود را به نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ مىآراستند، موى خود را به زيبايى دسته مىكردند يا به دو طرف سر مىريختند، يا به دستهها بافته به پشتسر
مىآويختند و گاهى اوقات با رشتههاى سياه ابريشم نمايش آن را بيشتر مىكردند.غالبا خود را به جواهر و گل مىآراستند.پس از سال97 هجرى چهره خويش را از زير چشم به نقاب مىپوشيدند.از آن پس اين عادت همچنان رواج بود.»
ويل دورانت در جلد 10 تاريخ تمدن صفحه233 راجع به ايرانيان باستان مىگويد:
«داشتن متعه بلا مانع بود.اين متعهها مانند معشوقههاى يونانى آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونى معمولا در اندرون خانه نگهدارى مىشدند.اين رسم ديرين ايرانى به اسلام منتقل شد.» ويل دورانت طورى سخن مىگويد كه گويى در زمان پيغمبر كوچكترين دستورى درباره پوشيدگى زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهى كرده بوده است!و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى با بىحجابى كامل رفت و آمد مىكردهاند. و حال آنكه قطعا چنين نيست.تاريخ قطعى بر خلاف آن شهادت مىدهد.بدون شك زن جاهليت همچنان بوده كه ويل دورانت توصيف مىكند ولى اسلام در اين جهت تحولى به وجود آورد.
عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مىكرد:
«مرحبا به زنان انصار.همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون
بيابد.سر خود را با روسريهاى مشكى مىپوشيدند.گويى كلاغ روى سرشان نشسته است» . (1)
در سنن ابو داود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام سلمه نقل مىكند با اين تفاوت كه ام سلمه مىگويد:
«پس از آنكه آيه سوره احزاب يدنين عليهن من جلابيبهن نازل شد زنان انصار چنين كردند.» «كنت گوبينو» در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب شديد دوره ساسانى، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقى ماند.او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانى بوده است تنها پوشيدگى زن نبوده استبلكه مخفى نگه داشتن زن بوده است. مدعى است كه خودسرى موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدرى بود كه اگر كسى زن خوشگلى در خانه داشت نمىگذاشت كسى از وجودش آگاه گردد و حتى الامكان او را پنهان مىكرد زيرا اگر معلوم مىشد كه چنين خانم خوشگلى در خانهاش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم نبود.
«جواهر لعل نهرو» نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شد.در كتاب نگاهى به تاريخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامى به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مىكند و از آن جمله مىگويد:
«يك تغيير بزرگ و تاسفآور نيز تدريجا روى نمود و آن در وضع زنان بود.در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت.زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگى نمىكردند بلكه در اماكن عمومى حضور مىيافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مىرفتند و حتى خودشان به وعظ و خطابه مىپرداختند.اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش رسمى را كه در دو امپراطورى مجاورشان يعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ايران وجود داشت اقتباس كردند.عربها امپراطورى روم را شكست دادند و به امپراطورى ايران پايان بخشيدند.اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند.به قرارى كه نقل شده است مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايى زنان از مردان و پرده نشينى ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد.تدريجا سيستم «حرم» آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند.» سخن درستى نيست.فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غير عرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشتشديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتى نداشته است.
از سخنان نهرو برمىآيد كه روميان نيز (شايد تحت تاثير قوم يهود) حجاب داشتهاند و رسم حرمسرادارى نيز از روم و ايران به دربار خلفاى اسلامى راه يافت. اين نكته را ديگران نيز تاييد كردهاند.
در هند نيز حجاب سخت و شديدى حكمفرما بوده است ولى درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تاثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانى حجاب زن را پذيرفتهاند.آنچه مسلم است اين است كه حجاب هندى نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است.از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن برمىآيد كه حجاب هندى به وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است.
نهرو پس از سخنانى كه از او نقل كرديم مىگويد:
«متاسفانه اين رسم ناپسند كم كم يكى از خصوصيات جامعه اسلامى شد و هند نيز وقتى مسلمانان بدين جا آمدند آن را آموخت.» به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است.
ولى اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكى از علل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است، زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادى بوده است.
راسل در زناشويى و اخلاق صفحه 135 مىگويد:
«اخلاق جنسى آنچنان كه در جوامع متمدن ديده مىشود از دو منبع سرچشمه مىگيرد: يكى تمايل به اطمينان پدرى، و ديگرى اعتقاد مرتاضانه به خبيثبودن عشق.اخلاق جنسى در اعصار ما قبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به امروز فقط از منبع اول منشعب مىشود و استثناى آن هند و ايران است كه ظاهرا رياضت طلبى در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است.» به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست.
[19/2/1387- 8:12 ع] خلاصه اي از ساختار رباتها-قسمت اول
[19/2/1387- 8:2 ع] بزرگترين دستاوردهاي علمي در 50 سال آينده
[15/2/1387- 11:50 ع] عامل درخشندگي موها چيست؟
[15/2/1387- 11:49 ع] چرا مردها طاس ميشوند؟
[15/2/1387- 11:47 ع] همراه و اختلال در خواب
[15/2/1387- 11:45 ع] چرا نوشابهها گازدار ميشود؟
[15/2/1387- 11:36 ع] آيا چپ دست ها باهوش ترند؟
[14/2/1387- 2:39 ص] جهان هاي موازي
[14/2/1387- 2:27 ص] راهنماي عكاسي با تلفن همراه
[12/2/1387- 12:38 ع] هليكوپتر چيست؟
[27/1/1387- 10:49 ع] چه كسي دوربين تلفن همراه را اختراع كرد؟
[27/12/1386- 3:45 ص] از Nero چه ميدانيد؟
[آرشيو شده ها]



