اینترنت سایت
لیست کل مطالب
بسیاری از اوقات به سبب کم حوصلگی یا بی تجربگی عصبانی و پرخاشگر می شویم؛ وقتی می بینیم که وضعیت پیش آمده بر خلاف میل ماست، رفتاری بر خلاف انتظار قبل مشاهده می کنیم، ... خشمناک و پرخاشگر می شویم....
از نظر روانشناسان، پرخاشگری دفاع کردن از خود به صورت خصمانه است. هدف پرخاشگر گرفتن امتیازات از دست داده است. گاهی، افراد سعی می کنند با پرخاشگری نیازها و خواسته های خود را از راه تسلط و توهین و تحقیر دیگران به دست آورند.
گاهی، افراد فکر می کنند که مورد تهدید یا بیحرمتی قرار گرفته اند. از این رو، فکر می کنند که اگر پرخاشگری کنند، از خود دفاع کرده اند.
باید قبول کنیم که غیر از جنبه ضعیف ارثی بودن پرخاشگری رفتاری اکتسابی است، بویـژه در کـودکان که تحت تأثیر پرخاشـگری پدر و مادر پرخاشـگر می شوند و یا این ضد رفتار را ناخواسته از همـسالان خود می آموزند.
یکی از مراحل پرخاشگری تا حدودی مربوط به دوره بلوغ جوانان است که احساس ناسازگاری و خودخواهی به آنان دست می دهد؛ که البته اگر جوانان آموزش ببینند، می توانند با این دوران کنار بیایند.
رفتار پرخاشگرانه ممکن است در دنیای داستانها و فیلمها و برنامه های تلویزیونی «کامرواسازی» فوری و راه حل مقطعی موفقی به نظر رسد؛ اما در دراز مدت پرخاشگری ما را با دیگران بیگانه می کند و به صورت افرادی بدگمان و ترسو و متخاصم در می آورد. با کمترین تحریک عصبانی و پرخاشگر می شویم؛ قدرت حل مسئله و تصمیم گیری خود را از دست می دهیم؛ گاهی با همه از سر جنگ برخورد می کنیم.
روشهای مقابله با خشم و پرخاشگری:
1. قبل از انجام دادن هر عملی باید به نتیجه آن فکر کنیم که چه اتفاقی رخ خواهد داد؛ فرد مقابل ما چه واکنشی خواهد داشت؛ یا دیگران درباره ما چه فکر خواهند کرد.
2. سعی کنیم که با خود آرام سازی و عاقبت اندیشی دست به رفتارهایی نزنیم که مجبور به عذرخواهی شویم. اگرچه عذرخواهی، در صورتی که کار زشت ما تکرار نشود، خیلی خوب است.
3.در صورت برخورد با موقعیتی عصبانی کننده، با نوشیدن آب و تغییر دادن حالت فیزیکی خود، تا حدی از عصبانیت خود کاهش دهید.
4. جالب است بدانید که افراد مذهبی واقعی براحتی می توانند با ذکر و نیایش عصبانیت خود را از بین ببرند. در نتیجه، افراد هر چقدر اعتقادات مذهبی قویتری داشته باشند بهتر می توانند خشم خود را مهار کنند.
مقاومت در برابر تعلیم و تربیت:
هر نسل بخشی از سرمایه فکری خود را با تعلیم و تربیت به نسل بعدی منتقل میکند. اگر این سرمایه فکری بر اساس روش خاص خود انتقال نیابد یا بر اساس نیازهای آن نسل نباشد، به انحراف کشیده میشود. حضرت «علی» (ع) می فرمایند: فرزندان خود را برای فردا تربیت کنید؛ زیرا وظیفه نسل امروزی فراهم کردن محیطی است برای نسل آینده تا بتواند ادامه حیات دهد و فردا را بهتر بشناسد و برای آن برنامهریزی کند. اگر نسل امروزی برای دوره گذشته تربیت شود، در آینده نمیتواند زندگی کند و نیز به خودیخود برای یادگیری از خود مقاومت نشان میدهد؛ حتی با اینکه میداند میخواهد با آموزش بد را به بهتر تبدیل کند.
از این رو، بی سبب نیست که صاحبنظران میگویند تعلیم و تربیت ظرافت میخواهد و اولیا و مربیان باید رموز آن را بدانند و به کار گیرند. تعلیم و تربیت اگر بخواهد باجبار اجرا شود و به نیاز فراگیر توجه نکند، موفقیت ندارد. اگر در تعلیم اصول را رعایت نکنیم، اثر ندارد. تعلیم و تربیت وقتی نتواند روحیه فردی ایجاد کند، بیقین نمیتواند روحیه جمعی ایجاد کند.
عمل تربیتی فقط به نسبتی که به عشق ورزی و محبت شبیه شود صورت واقعی پیدا میکند؛ زیرا تربیت تماس بیرونی نیست، بلکه اختلاط عمیق و اجتماع صمیمانه دو وجدان است. وجدان تحول یافته که به شکل غایت تجلی میکند، و وجدان نورس که کمکم پی میبرد که در درون خویش مشتاق همین هدف است.
پس، اولیا و مربیانی تأثیرگذارند که رموز تعلیم و تربیت را بخوبی میدانند و خود عامل و پرتلاش و صبورند. تعلیم و تربیت در صدد تحقق کامل هر موجود و در پی شکوفایی کامل جنبههای اصیل در وجود انسانهاست. از این بالاتر، تربیت موجود مورد تربیت را در جهت شکوفایی کامل و تحقق همه جانبه امکاناتش تشویق میکند؛ در این راه حمایتش میکند؛ و ابزار لازم را در اختیارش میگذارد. نتایج تجربه های قرون گذشته را در دسترس قرار میدهد؛ ولی حصول نتیجه قطعی در گروه اراده و کوشش صمیمانه شخص خودش است.
تربیت وسیله ایجاد همکاری وجدانها و عامل پیوستگی گذشته و آینده است. پس تربیت قبل از هر چیز مبارزه با خودبینی است. خودبینی طرز تلقی عملی آدمی است که در عمل خود را قبله خویش کرده است و جز به کششهای مربوط به طبیعت زیستی و روانی خود اجازه تجلی نمی دهد و جز در صدد تشفی (آسودگی) خواستههای خویش - چنانکه در گذشته شکل گرفتهاند - نیست.
مهارتهای خودمدیریتی:
یکی از روشهایی که ممکن است نقش مهمی در موفقیت فرد داشته باشد استفاده از روش خودمدیریتی است؛ یعنی فرد بتواند خود را در همه مراحل زندگی مدیریت کند. البته، این به مفهوم استفاده نکردن از تجارب و دانش دیگران نیست، بلکه استفاده از همه امکانات موجود است؛ بویژه امکاناتی که با کمترین هزینه حاصل می شود، از جمله مطالعه و مشورت با صاحبنظران اهل فهم.
روش خود مدیریتی: در این روش، فرد با استفاده از دانش و تجاربی که به دست آورده است به نحوی خود را مدیریت می کند که در نهایت تصمیم صحیح و نتیجه مثبت می گیرد.
نمونه: فردی که توانایی برنامه ریزی ندارد؛ یا اگر هم برای او برنامه ریزی انجام شود، نمی تواند اجرا کند؛ وقتی از او پرسیده شود: چرا انجام نداده ای؟ در جواب می گوید: حوصله نداشتم؛ یا به علل گوناگون برای انجام ندادن آن کار بهانه های مختلف طرح می کند.
تحلیل: در اینجا، دو واقعیت وجود دارد:
1- نداشتن انگیزه لازم
2- نداشتن مدیریت فردی
راه حل:
اول: انگیزه را باید با توجه به نتیجه ای ایجاد کرد که از برنامه ریزی می گیریم. اگر به تعبیری به فرد تفهیم شود که چه نتایجی از انجام دادن این برنامه ریزی خـواهد گرفت، انگیزه او افزایـش می یـابد. از جمله:
1. استفاده از زمان کم و مدیریت زمان
2. زودتر رسیدن به هدف
3. منظم انجام دادن فعالیتها
4.کاهش هزینه های شخص
5. فراهم کردن فرصت کافی برای سایر فعالیتها
6. لذت بردن از فعالیت انجام شده/
7. تقویت اعتماد به نفس
دوم: باید فرد را تشویق کنیم که خودش را مدیریت کند. در شروع کار، باید کم کم عادت کند که می تواند مدیریت رفتار خود را به دست بگیرد. برای اینکه مدیریت خود را به دست بگیرد، باید این موارد را رعایت کند:
1. توجه به برنامه ریزی
2. حذف موقعیتهای مزاحم
3. داشتن قدرت تشخیص اولویتها (اینکه کدام کار اولویت دارد؟)
4.ارزیابی عملکرد فردی